على آقا نورى

165

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

مىكردند ، سر باز مىزدند ؛ چرا كه حركت نظامى را در زمان معاهده صلح امام حسن به صلاح نمىدانستند . « 1 » اما با مرگ معاويه و ادعاى يزيد براى خلافت ، داستان برخورد با دستگاه اموى به گونه‌اى ديگر رقم خورد . معاويه اگرچه مردى دنياپرست بود و دغدغهء خلافت و زمامدارى سياسى داشت ، اما به خاطر حفظ ملاحظات سياسى ، ظواهر اسلامى را رعايت مىكرد . وى با بديل‌سازىهاى مذهبى خود ، در مقابل مكتب على ، از ناآگاهى بخش عظيمى از جامعه سوءاستفاده كرده در اذهان ايشان چنين جاانداخت كه تنها وارث پيامبر بنى اميه هستند . « 2 » بر خلاف وى ، يزيد نه‌تنها ظواهر را رعايت نمىكرد بلكه ضروريات دين را نيز مورد تمسخر قرار مىداد . « 3 » اين موضوع حتى طرفداران معاويه كه ملاحظات قبيله‌اى را مدنظر داشتند ، رنج مىداد . « 4 » معاويه با توجه به زيركى و هوش سياسى خاص خود ، عقيده جاهلىاش را بروز نمىداد و به ظاهر ، اهل نماز جمعه و جماعت و حفظ شعاير اسلامى بود و هيچ‌گاه از امام حسن و امام حسين عليه السّلام نخواست با زور بيعت كنند ، حتى شرايط صلحى را كه امام حسن براى او گذاشت ، در ظاهر پذيرفت ؛ امّا يزيد بىپرده و به طور مستقيم خود را در مقابل تعاليم اسلامى قرار داد « 5 » طبيعى است در اينجا ديگر سخن گفتن از تقيه ، نقض غرض بود ، چرا كه اساسا اصلى باقى نمىماند تا در پرتو تقيه به حفظ آن پرداخت و تن دادن به چنين‌كارى با مشى اهل بيت پيامبر سازگارى نداشت . رمز و راز قيام ، شهادت و پاسخ امام حسين عليه السّلام به دعوت

--> ( 1 ) . دينورى ، ص 266 - 270 ؛ يعقوبى ، ج 2 ، ص 225 ؛ سيد حسين محمد جعفرى ، تشيع در مسير تاريخ ، ترجمه سيد محمد تقى آيت الهى ، ص 111 و 188 . ( 2 ) . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 3 ، ص 43 . ( 3 ) . همان ، ج 3 ، ص 81 - 83 . ( 4 ) . همان ، ج 3 ، ص 37 - 38 . ( 5 ) . برخى از احوال و ويژگىهاى او را بنگريد : مسعودى ، همان ، ج 3 ، ص 75 - 81 .